۱۳۸۶/۰۶/۱۷

دو لطیفه

...اينکه هميشه از مردم غيور ايران حرف مي زنند بي دليل نيست، درست است که قاچاقچيان هموطن بوده اند، اما بي ناموسي ماجرا به کشورهاي ديگر مربوط مي شده، تا به حال فحش هاي بي تربيتي زيادي به عالم ادبيات فارسي عرضه شده بود، شما از اين به بعد «بارانداز» را هم اضافه کنيد. مثلاً مي شود گفت؛ مرتيکه بارانداز...
مطلب فوق قسمتی از طنز ابراهیم رها -احتمالا نبوی سابق- میباشد که کل مطلب را اينجا میتوانید بخوانید.
طنز بعدی هم دکتر شدن سردار حسین الله کرم است. اينجا

۱۳۸۶/۰۶/۱۵

اوضاع پاندولي

....اوضاع پاندولي در ايران ممكن است تا چند ماه آينده نيز ادامه يابد و هر يك از ما چند بار به طور متناوب نسبت به روند اوضاع خوش بين و بد بين شويم، اما اين داستان سر درازي ندارد و ايران در شش تا يك سال آينده بايد تصميم خود را به طور قطع بگيرد يعني مجبور است كه بگيرد.
همانطور كه پيش از اين هم گفته‌ام، ايران دو راه بيشتر پيش رو ندارد: يا سازش يا جنگ.....
ايران اگر بخواهد به راه سازش برود، اين راه در درون نظام فقط از آقاي رفسنجاني عبور مي‌كند.....
اما هيچ تضميني نيست كه نظام سياسي تصميم به سازش بگيرد. ممكن است به راه ديگر رود، راهي كه عوارض و پيامدهايش در شرايط كنوني غير قابل پيش بيني است.....
متن کامل مقاله احمد زید آبادی را اينجا بخوانید.

۱۳۸۶/۰۶/۱۴

وبگردی

....براي اولين‌بار در طول تاريخ جمهوري اسلا‌مي آيت‌‌ا... احمد جنتي (اين رجل هميشه منصوبي كه بر انتخاب ديگران نظارت مي‌كند) خود در معرض انتخاب قرار گرفته است؛ در دهه 80 زندگي و در برابر هاشمي‌رفسنجاني. آيت‌‌ا... جنتي به عنوان پرشورترين مدافع محمود احمدي‌نژاد اين ظرفيت را در خود ايجاد كرد كه خود را در معرض انتخاب قرار دهد و اين پيروزي بزرگي براي دموكراسي‌خواهي در ايران است فارغ از آنكه چه كسي پيروز ميدان باشد. اكنون اما هاشمي‌رفسنجاني بايد درك كند كه در كجاي جغرافياي سياسي ايران قرار دارد. او ديگر در ميانه جناح‌هاي سياسي زندگي نمي‌كند. اگر هاشمي قصد ندارد خود را اصلا‌ح‌طلب يا اصولگرا بداند اگر نمي‌خواهد خود را چپ يا راست بخواند اگر اين جناح‌بندي‌هاي موجود را قبول ندارد اگر دوست دارد خود را معتدل بداند بايد اذعان كند كه در برابر اين خط اعتدال خط افراط هم وجود دارد و اين خود يك جناح بندي سياسي است چه هاشمي بپسندد و چه نپذيرد....
متن کامل تحلیل محمد قوچانی بر انتخابات خبرگان و نتایج آن را اينجا بخوانید.

۱۳۸۶/۰۶/۱۳

پردازنده: پس از یک سال

اگر یادتان باشد٬ پارسال حاشیه‌ای نوشته‌بودم بر خبری از ایسنا درباره‌ی طراحی پردازنده‌ی ۳۲ بیتی در ایران. و بعد هم دوستی که دستی داشت در آن کار٬ به اعتراض پاسخی نوشته‌بود به حرف‌های من. من هم دوباره جوابش را داده بودم.
امروز دیدم که روزنامه‌ی اعتماد مصاحبه کرده با همین دوست‌مان درباره‌ی پردازنده‌‌ای که طراحی کرده‌اند و عاقبت طرح‌شان. گفتم شاید بد نباشد که حرف‌های امسال‌شان را هم بخوانید. عنوان مصاحبه هم این است: «آریستو فراموش شده است.»

۱۳۸۶/۰۶/۰۴

اندر حکایت اصفهانیها

شنیده‌ام پرواز اصفهان به جده 18 ساعت تاخیر داشته است. همشهریان عزیزمان هنگام برگشت از حج هواپیما را ترک نکرده‌ و درخواست غرامت بابت تاخیر پرواز رفت کرده‌اند. این پایداری و همدلی نهایتا با یک بلیط رفت وبرگشت مشهد اهدائی هما به مسافرین خاتمه یافته است.
پی نوشت:
1- منبع خبر کاملا موثق است.ضمن اینکه یکی ادعا می کرد همین خبر را از سیما شنیده است.
2- بلا استثناء شنوندگان میگفتند: این کار فقط از اصفهانیها بر میآید.

۱۳۸۶/۰۵/۳۱

بی عنوان

هیچ به این دقت کردید که دیگر از گروههائی که تجمعات قانونی را به هم میزدند، به دلیل اکران فلان فیلم شیشه سینماها را میشکستند، به دلیل انتشار کتاب خاصی کتابخانه آتش میزدند و .... دیگر خبری نیست؟!

۱۳۸۶/۰۵/۲۱

تراژدی

۱۳۷۶-۱۳۸۴: هملت، تراژدی ِتردید
؟؟؟؟-۱۳۸۴: مکبث، تراژدی ِ توهم ِ قدرت و اراده‌گرایی

۱۳۸۶/۰۵/۱۵

شرق

آن موقع ها گل آقا نوشته بود: کیهان به نمایش فلان فیلم به دلیل صحنه ای از فیلم که کتابخانه ای را نمایش می‌دهد و در آن کتابخانه کتابی وجود دارد که رنگ آن کتاب شبیه رنگ فلان کتاب غیر اخلاقی است، اعتراض کرده و خواهان توقیف فیلم شده است.
حال بسته شدن شرق هم همان حکایت است. اینبار شرق را به دلیل چاپ مصاحبه ادبی با یک شاعره که در وبلاگ ها شایع به داشتن تمایلات همجنس خواهانه است توقیف کرده‌اند!
اصل مقاله از سایت شرق حذف شده ولی اينجا میتوانید آن را بخوانید.

۱۳۸۶/۰۵/۱۴

آزادی

آزادي از نظر من يعني قبل از هر چيز عروج انسان از طريق رها شدن از خرافات. آدمي‌زادِ خرافه‌پرست از بردگي و جهل خودش دفاع مي‌کند و مرا هم با خودش به بردگي مي‌کشاند.
«لالايي با شيپور» (گزين‌گويه‌ها و ناگفته‌هاي احمد شاملو، ايليا ديانوش ، تهران: مرواريد، 1385)

۱۳۸۶/۰۵/۱۲

پارتی

دیدن صحنه آدمهائی که سر یک مسئله کوچک مثلا تصادف در حال کتک کاریند، و خیل مردمانی که با نیش باز فقط نظاره‌گر این دعواپارتی،دیدن خیل عظیم مردمانی که -باز با نیش باز- نظاره‌گر عبور دسته حسین پارتی -عاشورا تاسوای سابق- هستند و.... دیگر یک امر عادی است.
ظاهرا یک سرگرمی جدید هم به این پارتی ها اظافه شده. اعدام پارتی. اينجا
یک نگاه به نیش باز بینندگان بیاندازید و بر والدین کودکی که وی را برای از دست ندادن این پارتی با خود همراه کرده‌اند درود بفرستید.
"بادبادک باز" را اخیرا خواندم،راوی در جریان سفر مجدد به کابل برای یافتن یک پسر هزاره‌ای با مردمی برخورد میکند که بلااستثناء بر طالبان -قتل و عام کننده هزاره‌ای ها به جرم تشیع- لعن و نفرین میکنند و با چشمانی گشاد شده از تعجب میپرسند: تو واقعا برای یک پسر هزاره‌ای از آمریکا به اینجا آمده‌ای؟
اینجا آدم فکر میکند -با تاسف- شاید لیاقت آن مردمان همان طالبان باشد. با دیدن این عکسها به خود میگویم شاید لیاقت ما هم ....