شعارهای دوران جنگ را یادتان هست. یکیش این بود:«تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر ». دیروز رییسجمهور گفته «تا قلههای هستهای یک یا حسین دیگر باقیمانده است».
حالا که صحبت از جنگ شد، بد نیست نامهی پذیرش آتشبس جنگ ایران-عراق را هم بخوانید. البته این نامه خطاب به مسوولان نظام در آن زمان نوشته شده و تا حالا منتشرش نکردهبودند. عبرتانگیز است.
وبلاگ ِ چند نفر از ورودیهای سال ۶۹ دانشکدهی برق و کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۳۸۵/۰۷/۰۶
سراشیبی فقر
ده سال پیش در همین زمانها سرباز بودم. در آن زمان به صورت نیمه وقت در یک شرکت کار میکردم که بعد از پایان سربازی با حقوق ماهیانه 90 هزار تومان در همان شرکت استخدام شدم. روبروی محل کارم یک مرغ فروشی بود که از آنجا مرغ را کیلوئی 90 تومان میخریدم.
علی رغم وعده های مسئولین و انکار شدید شخص رئیس جمهور قیمت مرغ از 1700 تومان در حدود یک ماه قبل به 1900 تومان افزایش یافت. اگر قرار باشد مرغ به عنوان یک کالا به عنوان یک معیار فقیر تر شدن مردم بکار رود. با توجه به میزان درآمدم، من یکی که حدود 60% نسبت به قبل فقیرتر شده ام.
و نگرانی مسئولین هم هیچ کمکی به فقیرتر نشدن من نمیکند. کاش این شعار حقیقت می یافت تا شاید نسل آینده از این سراشیبی فقر که در انیم رهائی میافتند.
علی رغم وعده های مسئولین و انکار شدید شخص رئیس جمهور قیمت مرغ از 1700 تومان در حدود یک ماه قبل به 1900 تومان افزایش یافت. اگر قرار باشد مرغ به عنوان یک کالا به عنوان یک معیار فقیر تر شدن مردم بکار رود. با توجه به میزان درآمدم، من یکی که حدود 60% نسبت به قبل فقیرتر شده ام.
و نگرانی مسئولین هم هیچ کمکی به فقیرتر نشدن من نمیکند. کاش این شعار حقیقت می یافت تا شاید نسل آینده از این سراشیبی فقر که در انیم رهائی میافتند.
۱۳۸۵/۰۷/۰۵
تعطیلی
چند روزي از شروع ماه رمضان ميگذرد. ماهي که وقتي بچه بوديم به معناي تعطيلي کامل صدا و سيما بود. ولي اينک صدا و سيما با تمام توان در اين ماه سريالهاي ايراني (که حتما حاوي مراسم پر فيض افطار هم باشد) پخش ميکند ولي کل مملکت يک جورائي تعطيل است.
ساعات ادارات و شرکتهاي خصوصي بي هيچ قانون يا ضابطه يا توجه اي به ساير شرکتها تغيير کرده و اين عدم هماهنگي ساعات مسبب اصلي تعطيلي کل مملکت است.البته اغلب کارکنان هم به بهانه هاي مختلف دير مي آيند و زود ميروند. غير ممکن است که سر قرار کاري تنظيم شده از قبل به موقع برسي و ترافيک و ترافيک و ترافيک. البته تا اذان.
وبلاگ ما هم مثل کل ايران نيمه تعطيل است. شايد به جز پايان رمضان جهت فعال کردن اين وبلاگ به اين گوشي هم نياز باشد.
ساعات ادارات و شرکتهاي خصوصي بي هيچ قانون يا ضابطه يا توجه اي به ساير شرکتها تغيير کرده و اين عدم هماهنگي ساعات مسبب اصلي تعطيلي کل مملکت است.البته اغلب کارکنان هم به بهانه هاي مختلف دير مي آيند و زود ميروند. غير ممکن است که سر قرار کاري تنظيم شده از قبل به موقع برسي و ترافيک و ترافيک و ترافيک. البته تا اذان.
وبلاگ ما هم مثل کل ايران نيمه تعطيل است. شايد به جز پايان رمضان جهت فعال کردن اين وبلاگ به اين گوشي هم نياز باشد.
۱۳۸۵/۰۷/۰۲
مهر
مهر معنای خاصی برای ساکنین تهران دارد. معنای بیشتر شدن ترافیک. ترافیک بیشتری که با مهر شروع میشود ولی با خرداد کمتر نمی شود.راه حلهای متصدیان شهر تهران هم در نوع خود بی نظیر.
مساحت زیادی از تهران را محدود به تردد زوج و فرد اتوموبیلها کردند و امسال هم شنیده ها حاکی از جلوگیری از تردد خودرو های تک سرنشین میباشد.
و اما یک نمونه دیگر :از نارمک که به سمت عباس آباد حرکت کنی حوالی سبلان یک میدان بزرگ وجود دارد که چندین مسیرورودی و خروجی دارد. این میدان حاصل حدودا هشت سال بسته شدن مسیر های متعدد بود. بعد از این سالها در یک شاهکار هنری با وجود فضای آزاد که بسیار مناسب روگذر و زیر گذر بود، یک میدان ساختند که خود منبع ترافیک بی سابقه آن محدوده شد. برای حل مشکل در هر مدخل میدان یک افسر (احتمالا وظیفه) ایستاد که با سایر افسران راهنمائی و رانندگی نقش چراغ راهنمائی را بازی میکردند. تا اینکه بازی زوج و فرد شروع شد.از آن تاریخ تمام افسران در یک مسیر خروجی میدان قرار میگیرند تا خودرو هایی که قانون زوج و فرد را رعایت نمیکنند، جریمه کنند.برخی از این افسران درست در میانه عریض خروجی می ایستند که مبادا یک اتوموبیل از دستشان در برود. حاصل اینکه ترافیک محدوده ای که با طراحی نامناسب نیاز به چندین چراغ دارد در غیاب چراغ و افسر به گونه ای در آمده که برای عبور از یک مسیر 100- 150 متری حداقل نیاز به هدر دادن نیم تا یک ساعت زمان و صدها لیتر بنزینی و... وجود دارد.
مساحت زیادی از تهران را محدود به تردد زوج و فرد اتوموبیلها کردند و امسال هم شنیده ها حاکی از جلوگیری از تردد خودرو های تک سرنشین میباشد.
و اما یک نمونه دیگر :از نارمک که به سمت عباس آباد حرکت کنی حوالی سبلان یک میدان بزرگ وجود دارد که چندین مسیرورودی و خروجی دارد. این میدان حاصل حدودا هشت سال بسته شدن مسیر های متعدد بود. بعد از این سالها در یک شاهکار هنری با وجود فضای آزاد که بسیار مناسب روگذر و زیر گذر بود، یک میدان ساختند که خود منبع ترافیک بی سابقه آن محدوده شد. برای حل مشکل در هر مدخل میدان یک افسر (احتمالا وظیفه) ایستاد که با سایر افسران راهنمائی و رانندگی نقش چراغ راهنمائی را بازی میکردند. تا اینکه بازی زوج و فرد شروع شد.از آن تاریخ تمام افسران در یک مسیر خروجی میدان قرار میگیرند تا خودرو هایی که قانون زوج و فرد را رعایت نمیکنند، جریمه کنند.برخی از این افسران درست در میانه عریض خروجی می ایستند که مبادا یک اتوموبیل از دستشان در برود. حاصل اینکه ترافیک محدوده ای که با طراحی نامناسب نیاز به چندین چراغ دارد در غیاب چراغ و افسر به گونه ای در آمده که برای عبور از یک مسیر 100- 150 متری حداقل نیاز به هدر دادن نیم تا یک ساعت زمان و صدها لیتر بنزینی و... وجود دارد.
۱۳۸۵/۰۶/۳۰
یک خبر
وقتی این خبر را خواندم، نمیدانم چرا اصلا ناراحت نشدم. حتی به من بر هم نخورد. شاید کمی احساس خوشحالی هم کرده باشم. سریعا هم به دنبال توجیه منطقی آن گشتم و آن را به حساب بی برنامه گی دولت -مثل اضافه شدن و کم شدن مسافرین همراه ریاست جمهور- گذاشتم.حتی فکر کردم ترکها تلافی برنامه فرودگاه امام را در آورده اند.
ولی الان فکر میکنم تنها دلیل ناراحت نشدنم فاصله دولت از یکی مثل من است. آنقدر این فاصله زیاد است که دولت را دیگر جزء ملت نمبدانم و از هر گونه بلا ای که بسر آنان بیاید خوشحال میشوم.
شمااز شنیدن این خبر چه احساسی دارید؟
ولی الان فکر میکنم تنها دلیل ناراحت نشدنم فاصله دولت از یکی مثل من است. آنقدر این فاصله زیاد است که دولت را دیگر جزء ملت نمبدانم و از هر گونه بلا ای که بسر آنان بیاید خوشحال میشوم.
شمااز شنیدن این خبر چه احساسی دارید؟
۱۳۸۵/۰۶/۲۸
دو سخنرانی
صبح ِ امروز (به وقت نیویورک) قرار است جرج بوش در سازمان ملل سخنرانی کنند. بعدازظهر هم نوبت احمدینژاد است.
رورنامهی دست راستی نیویورکسان هم خبر داده که احمدینژاد قرار است در «شورای روابط خارجی» آمریکا حرف بزند.
«شورای روابط خارجی» مجلهی معتبر «فارن افرز» را چاپ میکند. آدمهای مهمی هم عضو هیات مدیرهاش هستند، از جمله: مادلین آلبرایت ، کالین پاول، ریچارد هاس، فرید ذکریا و ...
هر دو سخنرانی ِ احمدینژاد مهماند، دعا کنید مشاوران ِ خوبی همراهش باشند.
رورنامهی دست راستی نیویورکسان هم خبر داده که احمدینژاد قرار است در «شورای روابط خارجی» آمریکا حرف بزند.
«شورای روابط خارجی» مجلهی معتبر «فارن افرز» را چاپ میکند. آدمهای مهمی هم عضو هیات مدیرهاش هستند، از جمله: مادلین آلبرایت ، کالین پاول، ریچارد هاس، فرید ذکریا و ...
هر دو سخنرانی ِ احمدینژاد مهماند، دعا کنید مشاوران ِ خوبی همراهش باشند.
۱۳۸۵/۰۶/۲۶
اکبر آقا آکتور تیاتر
جمعه شب برای دیدن نمایش "اکبر آقا آکتور تیاتر" به تالار سنگلج رفتم. کارگردان و بازیگر اصلی این نمایش اکبر عبدی بود.یک تاتر لاله زاری تمام عیار با همان روشهای سنتی خنداندن .
بعد از اتمام نمایش مادر اکبر عبدی به روی صحنه رفت و گلدان کوچکی را به وی هدیه داد. اکبر عبدی از پدر همسرش که آن شب به دیدن نمایش آمده بود تشکر کرد و همچنین به گفته خودش از استاد و حامیش سیاوش طهمورث.
سیاوش طهمورث از عبدی با این عنوان یاد کرد:"هنرپیشه ای که کارگردانان اندکی کشفش کرده اند." -عبارتی که من با آن کاملا موافقم.-
به دوستانی که امکان رفتن به تاتر را دارند توصیه میکنم این تاتر را ببینند. نه به این دلیل که یک اثر هنری برجسته یا موضوع تفکر برانگیزی را شاهد باشند. بلکه به این دلیل که اکبر عبدی در انتها صادقانه از مشکلات مالی هنرمندان و عدم امکان تبلیغ میگوید و از حاضرین خواهش میکند به دوستان خود توصیه کنند که این تاتر را ببینند.
و به این دلیل که خنده هم چون گریستن لازمه زندگی است.
بعد از اتمام نمایش مادر اکبر عبدی به روی صحنه رفت و گلدان کوچکی را به وی هدیه داد. اکبر عبدی از پدر همسرش که آن شب به دیدن نمایش آمده بود تشکر کرد و همچنین به گفته خودش از استاد و حامیش سیاوش طهمورث.
سیاوش طهمورث از عبدی با این عنوان یاد کرد:"هنرپیشه ای که کارگردانان اندکی کشفش کرده اند." -عبارتی که من با آن کاملا موافقم.-
به دوستانی که امکان رفتن به تاتر را دارند توصیه میکنم این تاتر را ببینند. نه به این دلیل که یک اثر هنری برجسته یا موضوع تفکر برانگیزی را شاهد باشند. بلکه به این دلیل که اکبر عبدی در انتها صادقانه از مشکلات مالی هنرمندان و عدم امکان تبلیغ میگوید و از حاضرین خواهش میکند به دوستان خود توصیه کنند که این تاتر را ببینند.
و به این دلیل که خنده هم چون گریستن لازمه زندگی است.
۱۳۸۵/۰۶/۲۵
اوريانا فالاچي
اوريانا فالاچي درگذشت. وی به خاطر مصاحبه های خود با شخصیت های مهم معروف است. کتاب مصاحبه با تاريخ وی با سانسور اندکی در ایران ترجمه و منتشر گردیده است.
در این کتاب مصاحبه با محمدرضا پهلوی و آیت الله خمینی بسیار ملموس تر است.
بر اساس این کتاب وی تبحر ویژهای در عصبانی کردن طرف مقابل داشته است تا جائی که با عصبانی کردن آیت الله خمینی اذن برداشتن حجابش را میگیرد.(که البته این به قیمت کتک خوردن وی بعد از مصاحبه تمام میشود.)
با عصبانی کردن شاه که در ابتدا خیلی نگران وجهه جهانی خود بوده این جمله را میشنویم:"حتی بهترین آشپزهای دنیا هم مرد بوده اند."
اما جالب ترین دلیل خواندن این کتاب این است که در این کتاب میبینیم هیچ دیکتاتوری در هیچ کجای دنیا هرگز نخواهد گفت:اشتباه کردم.
در این کتاب مصاحبه با محمدرضا پهلوی و آیت الله خمینی بسیار ملموس تر است.
بر اساس این کتاب وی تبحر ویژهای در عصبانی کردن طرف مقابل داشته است تا جائی که با عصبانی کردن آیت الله خمینی اذن برداشتن حجابش را میگیرد.(که البته این به قیمت کتک خوردن وی بعد از مصاحبه تمام میشود.)
با عصبانی کردن شاه که در ابتدا خیلی نگران وجهه جهانی خود بوده این جمله را میشنویم:"حتی بهترین آشپزهای دنیا هم مرد بوده اند."
اما جالب ترین دلیل خواندن این کتاب این است که در این کتاب میبینیم هیچ دیکتاتوری در هیچ کجای دنیا هرگز نخواهد گفت:اشتباه کردم.
۱۳۸۵/۰۶/۲۲
۹۰ درصد
در خبرها آمده بود که: «اسماعیل رادکانی ... مدیرکل مدیریت و پشتیبانی فنی شبکه شرکت فناوری اطلاعات در گفتگویی اعلام کرده است که ... تاکنون بیش از ۱۰ میلیون سایت اینترنتی در ایران فیلتر شده است ... که ۹۰ درصد آنها غیر اخلاقی بودهاند...».
به باقی خبر کاری ندارم. سوالی که برایم پیش آمده این است که این ۱۰٪ باقیمانده که «مشکل اخلاقی» هم نداشتهاند چه بودهاند؟ آخر ده درصد از ۱۰ میلیون سایت میشود یک میلیون سایت، که بدون داشتن مشکل اخلاقی فیلتر شدهاند!! به نظر میرسد با این اعتراف رسمی به حجم عظیم فیلتر کردن سلیقهای، جناب مدیرکل بدجوری فیل-تر زدهاند!
اشتراک در:
پستها (Atom)