۱۳۸۸/۰۳/۰۳

من رای میدهم

دکتر محمود احمدی نژاد: مردی که تورم بیش از 25 در صد ، نابودی صنایع و به آستانه نابودی کشانده شدن کشاورزی، انزوای بیشتر و تحریم های سخت تر و ... حاصل عملکرد وی میباشد. مردی قانون گریز ، غیر شفاف و دیکتاتور مسلک که دنیا را به جنگ میطلبد .
مهندس میر حسین موسوی: مردی که در دوره قبل نیامد تا احمدی نژاد رئیس جمهور شود و اینبار آمد که خاتمی رئیس جمهور نشود. مردی که برنامه اقتصادی وی در دهه شصت شاید یکی از علل ادامه جنگ بود، مردی که در کمتر از بیست روز مانده به انتخابات بدون برنامه واضح به حدی که نمیتوان حتی مواضح چپ یا راست وی رامشخص کرد.
مهدی کروبی: مردی با شعارهای بسیار تند که آگاهی از ساختار قانون اساسی بی پایه بودن بسیاری از شعار ها را آشکار مینماید. مردی که با وارد کردن عبارت حکم حکومتی به ادبیات سیاسی مشخص کرد میتواند چرخشی 180 درجه بین حرف و عمل داشته باشد.
دکتر محسن رضائی: مردی که هویتش را در جنگ یافت و اینک شعار وحدت ملی میدهد. مردی که آشکار شدن نامه هایش در طول جنگ وی را یکی از عوامل تداوم جنگ می نمایاند به گونه ای که در یک حکومت دمکراتیک به پای میز محاکمه کشانده می شد.
محمد خاتمی اختیارات رئیس جمهور را در حد یک تدارکات چی عنوان نمود. و آگاهان سیاسی گاهی رئیس جمهور را دارای حداکثر 20 درصد از اختیارات می بینند.
اما تبدیل سقف تورم 14 درصدی به بیش از 25 درصد، نابودی کامل صنایع فرسوده شکر و نساجی و در آستانه نابودی قرار گرفتن سایر صنایع و کشاورزی با واردات بی رویه و فراقانونی، احساس شمشیر جنگ بر بالای سر و فشار بیشتر تحریمها بر مردم عادی و برچیده شدن کتبی که کوچکترین شائبه ای در محتوای آنان بود و روزنامه ای که ناخودآگاه به خرید تشویق ات میکرد. برخورد سنگین تر با دگراندیشان و دانشجویان و فعالان مدنی و برپاشدن چوبه دار در چهارراهها و به مرگ سپرده شدن روزنامه نگاران... در چهار سال گذشته به من ثابت کرد 20 در صد اختیارات هم خیلی بیش تر از آنچه است که تصور میکردم.
چهار سال قبل می اندیشدم که یک دست شدن حکومت به معنای نشان دادن چهره واقعی حکومت به دنیاست و اینک می اندیشم دراین آشکار شدن چه سودی است ملت ایران را ؟
من رای میدهم نه به این دلیل که شایسته گانی درخور احترام کاندید شده اند که بوی جنگ هوا را آلوده است.
من رای میدهم نه به دلیل اینکه مشی سیاسی اینان را قبول دارم که با مشی فعلی مخالفم.
من رای میدهم صرفا به دلیل اینکه به کاندیدای حاکمان نه بگویم.
...
حمید جان انتخابات ایران دمکراتیک نیست اما فرمایشی نیز نمی باشد. مثال این امر را نیز میتوان درنتایج انتخابات دوم خرداد 76 دید.
کاندید من نیز یا موسوی میباشد به دلیل احترام خاصی که برای محمد خاتمی و حزب مشارکت قائلم. یا مهدی کروبی به دلیل قابل اعتماد بودن اطرافیان ایشان همچون احمدزیدآبادی و عباس عبدی و حتی نجفی و کرباسچی.
این بسته به نطق ها و مناظره های تلویزونی آتی ایشان دارد.

۳ نظر:

Hamid Tajgardoon گفت...

با سلام!من هم نگفتم انتخابات ایران فرمایشی است ،اما اگر اختلاف آرا کم باشد (درحدیکی دومیلیون ) به هر نحوی که باشد احمدی نژادراابقاء میکنند. مثال این امر را نیز میتوان درنتایج انتخابات سال 84 (در دور اول)دید.از طرف دیگر در این 9 روزه کمی بیشتر تحقیق کردم و تاحدی به نظر خانم مهدیه رسیدم که احمدی نژاد در شهرهای کوچک و روستاها هم بعضاٌاز چشم مردم افتاده و موسوی روز به روز محبوب تر میشود (غیر از مناطق لرنشین که با کروبی هستند).
ضمناٌ من بر خلاف نظر خیلی ها که میگویند آمدن موسوی و کروبی با یکدیگر اشتباه ست ،فکر میکنم آمدن کروبی رای تعدادی از شهرها و روستاهای لر نشین خصوصا در استانهای لرستان-همدان- و بخشهایی از کردستان-کرمانشاه-ایلام-خوزستان-اصفهان و فارس را که بالقوه احمدی نژاد بودند را میتواند جذب کند و احتمال برنده شدن احمدی نژاد در دور اول (اخذ نصف +1 آرا) را کم کند و در دور دوم اگر احمدی نژاد با موسوی (یا کروبی) رقابت کند احتمال شکستش زیاد خواهد بود .

مهدیه گفت...

از نظر من در این انتخاب باید به نکات دیگری هم دقت کرد.
اول از همه اینکه اوضاع مملکت از دورن و بیرون آنقدر وخیم است که نباید اندک فرصتهای موجود را در درگیریهای درونی به ضد فرصت تبدیل کنیم. من اعتقاد دارم کسی باید رئیس جمهور شود که از یک حمایت حداقلی در لایه های پنهان حکومت برخوردار باشد. (همان که به قول آقا افشین امسال میرحسین آمده است تا خاتمی نیاید.) ما نیاز به یک وفاق ملی داریم تا با استفاده از توان نیروهای متخصص مورد تائید همان لایه های پنهان از لبه پرتگاه به عقب برگردیم.
نکته دوم اینکه همه ما ایمان داریم که رئیس جمهور بعدی ایران (اگر کسی غیر از احمدی نژاد باشد) معجزه نمی تواند بکند و تنها انتظاری که می توان از او داشت تغییر مسیر حرکت قطار سیاست داخلی، خارجی، اقتصادی، فرهنگی و ... است. در کنار این موضوع چه بخواهیم و چه نخواهیم آقای کروبی بعنوان شیخ اصلاحات شناخته شده است و هرچه ناکامی دولت آینده از دید جریان رقیب به حساب این جریان گذاشته خواهد شد. آقا افشین به این موضوع اشاره می کند که معلوم نیست سیاستهای میرحسین به چپ می خورد یا راست و واقعیت هم همین است کما اینکه در بیانیه اعلام حضور خود، خود را بعنوان کاندید مستقل و اصلاح طلب اصول گرا معرفی کرد. اما به اعتقاد من او می تواند با بهره گیری از پتانسیل هر دو گروه مملکت را به مسیر عقلانیت بازگرداند. در عین حال شکستها و پیروزیهایش همزمان برای هر دو گروه ثبت خواهد شد. از نظر من با شکستی که جریان اصلاح طلب در سالهای اخیر داشته است نباید ناکامی قابل پیش بینی سالهای آتی را راساً عهده دار شود.
و نکته آخر که به نظرم باید علاوه بر ملاحظه مناظرات در انتخاب کاندید نهائی به آن دقت کرد اینکه یکی از مواردی که شخص آقای کروبی و برخی از کسانی که از وی حمایت کرده و یا حتی با ادای حترام به ایشان از موسوی حمایت نموده اند به آن اذعان داشته اند، قدرت چانه زنی ایشان است. اما برای خود من این سوال باقی است که یک رئیس جمهور چه مدت وقت دارد که امورش را با چانه زنی حل کند. به این نکته برگردیم که آقای کروبی به جریانی منتصب است که خیلی در دورن حاکمیت مقبولیت ندارد و اگر نگوئیم به اندازه خاتمی، بهرحال برای اقدامات او سنگ اندازیهایی خواهد شد. آیا یک رئیس جمهوری فرصت و توان اینکه برای همه اینها چانه زنی کند و مشکل را حل کند را خواهد داشت و مهمتر از آن اگر نتیجه این چانه زنی یک حکم حکومتی بود آنوقت چه؟ آیا باز هم ایشان به رشادت و شجاعت خود خواهد بالید؟

Unknown گفت...

طاهره جان مطلبت فوق العاده عالی بود و اصل همان است که گفتی " رييس جمهور بعدی بايد از حمايت حداقلی برخوردارباشه" ولی من اگر درست يادم بيايد در جاهايي مطالبی خوانده ام که موسوی در زمان نخست وزيريش با رييس جمهوروقت مشکل داشته است . متاسفانه مرز خودی و غير خودی وجود داره که خوب من حداقل پذيرفتمش ولی اشکال اين است که مرز به شدت متغيراست