۱۳۸۵/۰۲/۲۳

باز هم جامعه شناسی

مهرداد مطلب جالبی در مورد جامعه شناسی گوگل نوشته بود. گوگل به عنوان یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی و آماری مورد توجه سازمانهای متعدد است. به نظر من منابع بسیار دقیفتر و کارآمدتر از گوگل وجود دارد که توسط آن به راحتی زندگی خصوصی یک شخص میتواند مورد مطالعه و موشکافی قرار گیرد. میتوان پی برد که یک شخص یا یک خانواده از چه نوع میوه ای بیشتر مصرف میکند یا حتی چه نوع کتاب و مجله ای در بین اعضای یک خانواده مورد علاقه برای مطالعه است که حتی میتوان طرز فکر یک فرد را حدس زد.
این روش چیزی نیست جز کارت اعتباری مانند کارت اعتباری ویزا و مسترکارد و آمریکن اکسپرس که در جیب بیشتر افراد یک جامعه وجود دارد. با هر خریدی رد شما باقی میماند و اطلاعات مخارج روزمره شما در دسترس شرکتهای مالی و تراستها قرار میگیرد. با جمع آوری اطلاعات افراد مختلف و آمارگیریهای مخصوص تصمیمات کلان برای ایجاد موازنه های بازرگانی گرفته میشود.

۱۳۸۵/۰۲/۲۲

جامعه‌شناسی گوگلی

دیروز گوگل سرویس جدیدی راه انداخت به نام google trends. ایده‌ی ساده‌ای دارد. واژه یا مجموعه‌ای از واژه‌ها را به آن می‌دهید. در جواب نشان‌تان می‌دهد که روند جست‌وجوی این واژه در طول زمان چه تغییری کرده: نموداری از تغییرات تعداد جست‌وجوی این واژه بر حسب زمان.
اما همه‌ی خوبی‌اش نشان دادن این روند زمانی نیست. مهم‌ترین ویژگی‌اش این است که نشان می‌دهد کدام شهرها یا کدام کشورها بیش‌تر دنبال آن واژه گشته‌اند.
ابزار خوبی است برای جامعه شناسی، گرچه ممکن است چندان علمی نباشد چون کاربران اینترنت در یک جامعه ممکن است نمونه‌ی خوبی از آن جامعه نباشند. اما دست کم نشانه‌هایی از رفتار جامعه را در آن می‌توانید ببینید. ابزار به‌دردبخوری است به خصوص در جایی مانند ایران که جریده‌روی و نهان‌روشی میان مردم رواج دارد.

بگذارید چند مثال بزنم. توجه کنید که نتیجه‌هایی که می‌بینید نرمالیزه شده اند.
(از قصد واژه‌ها را نیاورده‌ام تا وبلاگ‌مان به تیر غیب یا آدم بی‌کار دچار نشود.)

۱. از دست‌رسی آزادانه به اینترنت شروع می‌کنم. این واژه (+) را وارد کنید و نتیجه را ببینید. حالا در پایین صفحه روی سربرگ(tab) منطقه (region) کلیک کنید. کدام کشور بالای همه است؟ همین کار را برای این واژه (+) نیز انجام بدهید.

۲. حالا فرض کنید می‌خواهید ببینید محبوبیت یک هنرپیشه‌ی زن آمریکایی در کدام کشور بیش‌تر است. این‌جا را کلیک کنید و نتیجه را با این یکی مقایسه کنید.

۳. این هم برای این که ببینید روش‌های خیال‌بافانه‌ی یک‌شبه پول‌دار شدن کجاها بیش‌تر طرف‌دار دارد.

۳. نتیجه را برای این دو واژه (+) و (+) ببینید. باز هم به لیست کشورها بروید. به شهرها هم نگاهی بیندازید. این دو تا (+) ، (+) را هم با عرض پوزش ببینید. بیش از این ادامه نمی‌دهم. همین روش را با واژه‌های مشابه اما به زبان فارسی ادامه بدهید و این بار نتیجه‌ی شهرهای مختلف را مقایسه کنید.

اگر وقت دارید این‌ها را آزمایش کنید:( به سربرگ شهرها بروید.)

۴. چند واژه: کنکور، دانشگاه

۵. چند شاعر قدیمی: سعدی، حافظ، فردوسی

۶. چند شاعر معاصر: شاملو و سهراب سپهری

۷. هر نتیجه‌ی اخلاقی یا غیراخلاقی‌ای که گرفتید گردن خودتان.

۱۳۸۵/۰۲/۲۱

درسي از استادم

ديشب مسحوردستان هنرمندت بودم و امشب مسحور كلامت خيلي دلم ميخواست يكباردركنسرتي شركت كنم كه تو سنتورزن آن باشي وديشب اين سعادت نصيب من شد تو نه تنها سنتورزن بلكه سرپرست گروه كنسرت موسيقي سنتي هم بودي ومن دردل افتخار ميكردم كه شاگرد چنين استادي هستم وقتي به روي صحنه آمدي صدها نفر به افتخارتو وديگر استادان: استاد محمد اخوان (تنبك ) استاد شاهو عندليبي(ني) واستاد مظفرشفيعي (آواز) مدتها كف زدند وسوت زدند وسالن مملواز جمعيت شده بود ديگر جاي سوزن انداختن نبود نيم ساعت ار اجراي كنسرت گذشته بود كه يك لحظه به خودم آمدم ديدم بجاي اينكه حواسم به همه آهنگها و قطعات باشد فقط به دستان هنرمند تو نگاه ميكردم كه چطور هنرمندانه مضراب را بالا وپايين ميبردي وبرتارهاي سنتور ميزدي وآن صداي سحرآميز كه هوش وعقل را ميبرد را چه هنرمندانه واز ته دل ميساختي ومن با خود مي انديشيدم كه اين صداي سحرآميز صداي دل توست كه اينچنين بردل مي نشيند بعداز پايان كنسرت جمعيت از تشويق خسته نميشد ومن در دلم از طرفي افتخار ميكردم كه شاگردتو هستم واز طرفي خجالت ميكشيدم وقتي يادم ميامد بعضي وقتها يي كه اذيتت كردم يادم ميامد براي خريدن سنتورم چقدر به زحمت افتادي ويا يكبار بدون اطلاع قبلي سركلاس نيامدم ومنتظرم شدي وبعدتوي دلم خجالت ميكشيدم وخودم را دلداري ميدادم كه ديگه استادم را اذيت نميكنم واما امشب از وقتي كه از كلاست آمدم دارم به حرفهايي كه زدي فكر ميكنم امروز كلاس سنتور كلاس زندگي بود اولش چون درس جلسه قبل را خوب تمرين نكرده بودم ميخواستم سر كلاس نيام بعدبا خودم گفتم دوباره استاد مثل دفعه قبل منتظرم ميشه وبد ميشه عيب نداره سركلاس ميروم وراستش را به استاد ميگم وقتي اومدم سر كلاس گفتم:" استاد من درس جلسه قبل را خوب كار نكردم و بعضي نتها يادم رفته ميتوانم ازروي كتاب نگاه كنم "وتو گفتي:" باشه ازروي كتاب نگاه كن" دستهام ميلرزيد تمام نتها را فراموش كرده بودم بعدبراي اينكه يكم به خودم مسلط بشوم گفتم:" استاد ديشب كنسرت خيلي عالي بود" وتو گفتي :"شماهم اومده بودي؟" گفتم :"بله استاد برنامه خيلي عالي بود شما خيلي زيبا سنتور ميزديد " گفتي :" پس حسابي رفته بودي تو حس وحال"ومن نميدانستم چي بگم سرم را به علامت تاييد تكان دادم بعدگفتي :"شما با خدا راز ونياز ميكني؟" گفتم :"بله استاد" گفتي :"يه چيزي بهت بگم برام انجام ميدي؟" گفتم :"خواهش ميكنم" تودلم گفتم حتما ميخواد بگه برام دعا كن چه استاد متواضعي بعد گفتي :"برام دعا ميكني؟" گفتم :"چشم استاد دعا ميكنم هرچي از خدا ميخواهيد خدا بهتون بده" گفت:" دعا كن جواد بطحايي هرچي از خدا ميخواد خدا بهش نده" من اولش فكركردم اشتباه شنيدم با ترديد گفتم :"بده" گفت: "نده" بعدبا خودم گفتم اين چه جور دعاييه ! همه ميگن دعا كن خدا به ما آنچيزي را كه ميخواهيم بده استادم ميگه دعا كن به من نده! بعدبا ترديد بهش نگاه كردم گفت: "دعا كن جواد بطحايي هرچي از خدا ميخواد خدا بهش نده مگر اينكه قبلش ظرفيتش را بهش داده باشه " گفتم :" چشم استاد"بعد درس جديد را شروع كرد آخردرس بهم گفت: "خوب الآن كه ميخواي بري خانه توراه، درس جديد راذهني با خودت تكرار كن.. سي سي سي فا سي فا سي فا سي……. يك دو سه يكييييي يكييييي يكييييي………." ومن به جاي درس جديد تمام راه به فكر دعاي استاد بودم وبا خودم ميگفتم :" خدايا هر چيزي كه از تو ميخواهم به من نده مگر اينكه قبلش ظرفيتش را بهم داده باشي"

۱۳۸۵/۰۲/۲۰

یک خاطره

در خدمت سربازي رئيس ما يک سرگرد بود که دوره خلباني او در آمريکا به دليل انقلاب نيمه تمام مانده بود.
پس از انقلاب هم با ديدن يک دوره کامپيوتر شده بود رئيس يک قسمت کوچک.
اين جناب سرگرد يک لوده تمام عيار بود که تنها کار مفيدش تعريف کردن از خاطرات آمريکا بود و با اين تعاريف ما کلي دستش مي انداختيم.
اواخر خدمت بودم که جناب سرگرد منتظر دريافت درجه سرهنگي بود،ظاهرا بادرجه سرهنگي فرمان رياست اداره کل انفورماتيک نيروي هوائي ارتش جمهوري اسلامي را هم
دريافت کرد. به فاصله سوت ثانيه تمام افسران و درجه دارني که جناب سرگرد را دست مي انداختند،تبديل شدند به پاچه خواراني که مادر گيتي تا کنون همتاي آنان را نديده بود
چند ماهي بعد از سربازي براي دريافت کارت پايان خدمت و بقيه کارهاي اداري به پادگان رفتم،آن جناب سرهنگ در زماني کمتر از شش ماه صرفا به دليل تمجيد بي دليل زيردستان
خود را همتاي خدا حس ميکرد و خلايق را به هيچ هم نميپنداشت.تصورکنيد لوده اي که احساس خدائي کند.
زبانم لال شود اگر با بيان اين خاطره قصد داشته باشم قياسي بين آن سرهنگ و آقاي رئيس جمهورکرده باشم.
اصلا هم به نامه مردي از جنس مردم کاري ندارم.
البته خدايش اين رئيس جمهور ما هيچي که نداشته باشه رو که زياد داره.
راستي اخيرا باز تلويزيون فيلم محمدرسوالله را پخش کرده؟

۱۳۸۵/۰۲/۱۹

حافظ ناشنیده پند

هزار جهد بکردم که يار من باشي
مرادبخش دل بيقرار من باشي

چراغ ديده شب زنده دار من گردي
انيس خاطر اميدوار من باشي

چو خسروان ملاحت به بندگان نازند
تو در ميانه خداوندگار من باشي

از آن عقيق که خونين دلم ز عشوه او
اگر کنم گله اي غمگسار من باشي

در آن چمن که بتان دست عاشقان گيرند
گرت ز دست برآيد نگار من باشي

شبي به کلبه احزان عاشقان آييد
مي انيس دل سوگوار من باشي

شود غزاله خورشيد صيد لاغر من
گر آهويي چو تو يکدم شکار من باشي

سه بوسه کز دو لبت کرده اي وظيفه من
اگر ادا نکني قرض دار من باشي

من اين مراد ببينم به خود که نيم شبي
به جاي اشک روان در کنار من باشي

من ار چه حافظ شهرم جوي نمي ارزم
مگر تو از کرم خويش يار من باشي

حافظ ناشنيده پند عنوان رماني است از ايرج پزشکزاد که همچون ساير آثارش مبتني بر طنز می باشد.
اين رمان هر چند بر واقعيات تاريخي استوار است ولي حافظ آن با حافظ شاملو مطهري سايه آشوري و... بسيار متفاوت است.
حافظ اين رمان يک مرد طناز خيال پرداز عاشق پيشه .... و خلاصه کاملا زميني است.

۱۳۸۵/۰۲/۱۷

تایید خبر بازداشت

بازداشت جهانبگلو تایید شد.
دلایل آن هم در کیهان آمده.
و اینهم متن بازجوئی ایشان از دید ابراهیم نبوی.
البته به دلیل فیلترینگ با لینک فیلترشکن.

۱۳۸۵/۰۲/۱۶

مناجات

الهی در سر گریستنی دارم دراز
ندانم که از حسرت گریم یا از ناز
گریستن حسرت بهره یتیم و گریستن شمع بهره ناز
از ناز گریستن چون بود این قصه یی است دراز
"خواجه عبداله انصاری"

۱۳۸۵/۰۲/۱۴

رامین جهانبگلو

دکتر رامين جهانبگلو،در فرودگاه مهرآباد تهران بازداشت شده است .محسن کدیور این خبر را روز چهارشنبه در گردهمائی انجمن صنفی نویسندگان و روزنامه نگاران در تهران، که به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات برپا شده بود، اعلام کرد . ولی تاکنون هیچگونه خبری از بازداشت یا دلایل بازداشت ایشان منتشر نگردیده است.

۱۳۸۵/۰۲/۱۳

فصل هفتم منشور سازمان ملل

فصل هفتم منشور سازمان ملل به نحوه‌ى برخورد جامعه‌ى بين‌الملل نسبت به شرايطى مى‌پردازد كه جامعه‌ى جهانى با ”يك تهديد يا نقض صلح يا حمله‌ى نظامى روبرو باشد”.فصل هفتم براى برخورد با يك كشور خلافكار فهرستى از اقدامات را پيش‌بينى كرده است.
كمترين اقدام در ماده 40 آمده، مبنى بر اينكه شوراى امنيت كشور مربوطه را تنها ملزم ميکند که: ”از اقدامات اوليه‌‌‌اى كه از نظر شوراى امنيت ضرورى است يا مطلوب شوراى امنيت است، پيروى كند”.
ماده‌هاى 41 و 42 حاوى اقدامات اجبارى هستند كه بر اساس آن شوراى امنيت مى‌تواند براى تمامى كشورهاى "عضو سازمان ملل" به تصويب برساند. ماده‌ى 41 محدودبه تحريم‌هاى اقتصادى ، قطع مسيرهاى حمل و نقل و مخابرات و قطع مناسبات ديپلماتيك مي باشد. ولي ماده‌ى 42 ”براى حفظ صلح جهانى و امنيت بين‌الملل” حمله نظامى را پيش‌ بينى كرده است.
در آستانه‌ى جنگ عراق در سال2003 شوراى امنيت سازمان ملل چندين قطعنامه را به تصويب رساند
كه به فصل هفتم و بند هاي 40و41و42 استناد مى‌كردند.
غنى‌سازى اورانيوم توسط ايران اگر چه بر خلاف تهدات ايران نيست ولى جامعه بين الملل به اين واقعيت استناد ميکند که ايران 18 سال فعاليت‌هاى هسته‌اى خود را پنهانى جلو برده است. و در حداقل دو خريد که اسنادآن توسط سيا منتشر گريده اقدام به خريد اطلاعات ساخت بمب هسته اي کرده است.

۱۳۸۵/۰۲/۱۲

سوال

دولتمردان آمريکايي هرگز کتمان نکردند که يکي از گزينه ها ي حل بحران هسته اي ايران حمله نظامي است.
اين گزينه تا چندي پيش يکي از شايد ده گزينه بود ولي اکنون يکي از سه گزينه:مذاکره مستقيم - تحريم اقتصادي - حمله نظامي است.
ظاهرا آقايان در حال رد مذاکره مستقيم هستند پس آينده پرونده اتمي ايران داراي دو گزينه بيشتر نيست.
سوال من اينجاست آيا ايران در يک حمله نظامي واقعا تفاوتهاي عمده اي با عراق دارد؟ يا آيا ملت ايران در قبال تحريم اقتصادي هزينه اي کمتر از ملت عراق
پرداخت خواهند کرد؟