۱۳۸۸/۰۲/۲۳

یک ماه تا انتخابات

یک ماهی بیش‌تر به انتخابات نمانده، اما انگار هنوز تنورش داغ نیست. البته من در ایران نیستم که بدانم چه خبر است، اما دست کم از حرف‌هایی که افشین این‌جا زده این طور برمی‌آید.
چهار سال پیش دم‌دمای انتخابات وبلاگ‌مان خوب شلوغ شده‌بود. حتی بعضی روزها چند تا نوشته داشتیم. دوست دارم امسال هم اگر وقت و حوصله دارید، بنویسید که دور و برتان چه خبر است.
چه تحلیلی از اوضاع دارید؟ تحلیل‌تان نسبت به چهار سال پیش چه تغییری کرده؟ برای این‌که حرف بی‌حساب نزده‌باشیم، اگر وقت دارید نوشته‌های دوران انتخابات سال ۸۴ را این‌جا بخوانید. پانوشت‌ها را هم بخوانید اگر توانستید.

می‌دانم که پیش‌بینی این که برنده‌ی انتخابات کی‌است سخت است، اما فکر می‌کنید کی رییس‌جمهور بعدی است؟ بد نیست برای این‌که مبنایی برای پیش‌بینی داشته‌باشید٬ نگاهی بیندازید به تحلیل آماری رای‌های سال ۸۴ (فایل pdf).

بنویسید. منتظر ایم.

۱۳۸۸/۰۲/۲۱

کسی اینجاست ؟

.....
کسی اینجاست ؟
هلا ! من با شمایم ، های ! ... می پرسم کسی اینجاست ؟
کسی اینجا پیام آورد ؟
نگاهی ، یا که لبخندی ؟
فشار گرم دست دوست مانندی ؟
...
مهدی اخوان ثالث

۱۳۸۸/۰۲/۰۸

عاشقانه

لحظه های عشق، ناب، شیرین و به یادماندنیند و عاشقانه ترین لحظه ... شاید اولین دیدار، اولین گفتار، اولین ... و یا شاید حتی اولین تجربه مرگ! وقتی چشم بگشائی و چهره ای آشنا را ببینی که پهنای صورتش را اشک پوشانده ودستانش آغشته به خون است. بعدها بدانی که انگشتان او زیر فشار دندانهایت، زمانی که برای بازگرداندن زندگی به تو تلاش می کرده، تاب آورده اند.
در هجوم سهمگین روزمرگیها و عادتها، رسم عاشقی یادمان نرود! شاید این آخرین لحظه باشد!

۱۳۸۸/۰۱/۲۴

طب مکمل و یک سوال

سلام و تبریک دیرهنگام شروع سال جاری
قصه از آنجا شروع شد که شهریور سال گذشته بدون هیچ گونه مقدمه و سابقه ای من دچار یک خارش همراه با کهیر بسیار شدید شدم و در پی آن جریان مراجعه به خانمها و آقایان اطبا آغاز شد که هر کدام پس از کلی آزمایش و برو و بیا می فرمودند از نظر تخصص ما شما هیچ مشکلی نداری و حالا به فلان متخصص مراجعه کنید. خلاصه پس از کلی اتلاف وقت، انرژی و هزينه بالاخره در آبانماه یک متخصص داخلی نتیجه همه این اقدامات را ملاحظه نمودند و فرمودند از نظر پزشکی شما هیچ مشکلی ندارید! خودتان تجربه کنید با چه چیزی این موضوع بهبود می یابد! خلاصه این شد که من سر از عطاری درآوردم و از آنجا به انجمن حجامت ایران رسیدم و در این میان یکی از دوستان همسرم آدرسی را تحت عنوان دکتر به ایشان داده بود که پس از تماسهای مکرر توانستیم ایشان را ببینیم و متوجه شدیم که ایشان دکتر نیستند بلکه فوق لیسانس حقوق دارند! و از اشخاصی هستند که توانائی اسکن هاله دارند (وجود هاله و امکان اسکن آن از نظر علمی ثابت شده است) و بدون اینکه من در مورد مشکلاتم حرفی بزنم ایشان به برشمردن مشکلات من پرداخت و مشکل پوستی را فرع بر تمام این قضایا دانست و ترجیح داد اول برای مشکل تنفسی 26 ساله من که البته از نظر ایشان آسم نبود فکری بکند و مشکل پوست را بگذارد برای مراحل بعدتر. ضمن اینکه این پیش بینی را نیز داشتند که با برطرف شدن سایر مشکلات (غیر از تنفس) مشکل پوست خودبخود حل می شود. خلاصه که همه چیز خیلی خوب شروع شد و در کنار سایر اتفاقات خوبی که رخ داد تقریبا مشکل تنفسی چندین و چند ساله من حل شده بود و من دیگر نیاز به اسپری نداشتم. در اسفندماه در طی چند مرحله حالتهای ناتوانی تنفسی در زمان دم (آسم در زمان بازدم مشکل ایجاد می کند) برای من رخ داد بطوری که بصورت کاملا ناگهانی و بدون هیچ گونه محرک خارجی (اعم از عصبی، خستگی، بو و ...) احساس عدم توانائی تنفس داشتم و بعد از حدود 10 تا 15 دقیقه مشکل حل می شد. مراجعه من به درمانگاه بابت این موضوع هم چاره ساز نبود تا اینکه بروز این حالت در پنجمین نوبت و در آخرین جمعه شب سال 87 با چند دقیقه بیهوشی کامل همراه بود و از آخرین شنبه سال 87 تا پایان اولین هفته پس از تعطیلات نوروزی من در گیجی و منگی کامل از این مطب به آن مطب می رفتم. دست آخر هم بعد از انجام تمام آزمایشات لازم و غیرلازم بدون اینکه دلیلی برای بروز این حالت پیدا نموده باشند فعلا علاوه بر مصرف اسپری، استفاده از روزانه 600 میلی گرم سدیم والپر در دستور کار من قرار گرفته است! در این میان هیچ یک از پزشکان تطابق نوار اسپیرومتری من با اسپیرومتری یک فرد عادی و تفاوت قابل توجه حجم ریه کنونی با یک سال پیش را نتوانستند توجیه کنند و ترجیح دادند به راحتی از کنار آن بگذرند. با دور ریختن تمام آنچه که آقای هاله بین(!) برای من تجویز کرده بود از طرف همسرم و ترک همه اعمالی که باید انجام می دادم دوباره خارش به سراغم آمد و بدلیل اینکه در طی این مدت تمام پزشکان بابت این موضوع هیچ دلیل و راه حلی ارائه ننموده بودند به سراغ پزشکی که کار حجامت می کرد رفتم و اینکار را انجام دادم. همچنین به مصرف غذاها و خوراکیهایی که دارای طبع گرم و تر هستند روی آورده و از مصرف غذاهای با طبع سرد و خشک به شدت جلوگیری می کنم و به لطف خداوند حداقل مشکل خارش حل شده است. البته این موضوع تا چه حد به تداوم مصرف سدیم والپر برمی گردد هم مورد سوال است. پس از این مقدمه طولانی، سوال خاص من این است که آیا یک مرکز تحقیقاتی خاص پیرامون طب مکمل سراغ دارید که بتوان نه بعنوان یک بیمار که بعنوان یک سوال کننده به آن مراجعه کرد و بتوان قبل از شروع درمان نتایج مستندات درمانهای قبلی را مورد مطالعه و بررسی قرار داد. بررسیهای من در این زمینه نشان می دهد که این شاخه تقریبا درتمام دنیا به رسمیت شناخته شده و بودجه های قابل توجهی نیز برای آن منظور می گردد. همچنین آنچه که مثلا در بحث فرادرمانی بیشتر مورد تاکید قرار گرفته مستقل بودن آن و عدم همراه نمودن آن با سایر درمانهای طب مکمل است چیزی که من به آن مشکوک هستم که در مورد من اتفاق افتاد. چون این آقای هاله بین (!) همزمان از گیاه درمانی، انرژی درمانی، فرادرمانی و یوگا برای بنده بهره جست. آنچه که بیشتر از هر چیزی برایم اهمیت دارد اینکه جایگاه علمی این موضوع را شناسائی کنم و خودم بتوانم دلیل قانع کننده ای برای اتفاقاتی که در این مدت رخ داده پیدا کنم. بر اساس بررسیهای من برخی از آزمایشگاههای علم فیزیک به اثبات اتفاقات فراهنجاری همت گماشته و در این راستا موفق بوده اند (برخی را با دلیل علمی اثبات نموده اند و برخی را شاهد بوده اما ناتوان از اثبات) اما این نکته که این اطلاعات که عمدتا از طریق اینترنت بدست آمده چقدر صحت دارد خود جای سوال است. مخصوصا بصورت خاص خوشحال خواهم شد که دوستانی که در مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی مشغول به فعالیت هستند وجود و یا عدم وجود این مراکز را تائید و منابع معتبری که می تواند مرا در این مسیر یاری دهد معرفی نمایند.

۱۳۸۸/۰۱/۰۹

گِـل

بخشی از مصاحبه با دکتر فرشاد مومنی (از مشاوران اقتصادی میرحسین موسوی) [+]:

پرداخت یارانه‏ها فقط به حامل‏های انرژی مربوط نمی‏شود. در خیلی موارد دیگر هم دولت یارانه پرداخت می‏کند. آقای موسوی، در مورد یارانه‏ها، به طور کلی، چه برنامه‏ای دارند؟


بخش مهمی از این توجهی که ایجاد شده، از موضع نادرستی صورت گرفته است.


این که مثلا، بنزین در اروپا گران‏تر است، پس ما هم باید (به تعبیری که مطرح شده) بنزین را به قیمت «فوب خلیج فارس» به شهروندان‏مان بفروشیم، از اساس، با منطق علمی در حوزه‏ی اقتصاد مغایرت دارد. به خاطر این که در تحلیل‏های اقتصادی، به هیچ‏وجه با قیمت‏های منفرد مستقل ازهم سروکار نداریم. بلکه با قیمت‏های نسبی سروکار داریم.

نمی‏شود که ما انتظار داشته باشیم مهندسان ایرانی یا معلمان ایرانی، یک پانزدهم اروپایی‏ها حقوق بگیرند، ولی قیمت نهاده‏هایی که دولت عرضه می‏کند، با ‏آن‏ها به قیمت اروپا محاسبه بشود.*



* ای گِـل بگیرند در آن دانش‌کده‌ی اقتصادی را که تو توش درس‌ خوانده‌ای و درس می‌دهی.

۱۳۸۷/۱۲/۲۷

خاتمی رفت

بالاخره خاتمی به نفع میرحسین موسوی کناره گیری کرد... تا چه پیش آید.
سال خوبی داشته باشید

۱۳۸۷/۱۲/۲۶

سال ِ نو مبارک

سلام. سال ِ نو مبارک.

۱۳۸۷/۱۲/۲۰

میرحسین آمد

بالاخره میرحسین موسوی هم نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد. از حرف‌هایی که در بیانیه‌اش زده پیدا است که هنوز درگیر «رمانتیسیسم انقلابی» است. البته تنها همین بیانیه هم نیست که من را به چنین نتیجه‌‌ای رسانده؛ نگاه کنید به مصاحبه‌ها و سخن‌رانی‌های این یکی-دو ماهه‌ی اخیرش و کلید‌واژه‌هایی که به کار می‌برد: مستصعف، وحدت، توحید، تعاون، اجنبی ...
به گمانم برنامه‌های اقتصادی‌اش را هم می‌توان از میان همین حرف‌ها و بیانیه‌ها فهمید. مثلآ تاکیدش بر اصل ۴۳ قانون اساسی و بخش تعاونی (که من نمی‌دانم چیست.) تا آن جا که من فهمیدم تیم مشاوران اقتصادی‌اش کسانی هستند که «موسسه‌ی مطالعات دین و اقتصاد» را راه انداخته‌اند. چهره‌ی اصلی اقتصاد‌خوانده‌ی این گروه هم دکتر فرشاد مومنی است. خودشان مدعی‌اند که به دنبال نهاد‌گرایی در اقتصاد هستند. الله اعلم. در کل از اسم موسسه‌ پیدا است که در چه عالمی سیر می‌کنند.
همین چند هفته پیش هم گروهی به نام «جمعیت توحید و تعاون» که دبیرکلش دکتر علی‌رضا بهشتی و از مشاوران نزدیک موسوی است نشستی برگزار کرده‌بودند با عنوان «تبین الگوی زیست مسلمانی».
فکر می‌کنم همین نام‌ها و واژه‌ها نشان بدهد که در ذهن میرحسین موسوی چه می‌گذرد.
پی‌نوشت: وب‌سایت‌های طرف‌داران موسوی هم این‌ها است:
تدبیر
کلمه
قلم
بنیان
نسیم

۱۳۸۷/۱۲/۱۵

حمایت از جنایت‌کار

دیروز دادگاه بین‌المللی جنایی لاهه حکم تعقیب عمرالبشیر را به اتهام جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت صادر کرد. نسل‌کشی‌های دارفور سالها است که ادامه دارد و با وجود تلاش بسیار فعالان حقوق بشر واکنش‌های بین‌المللی به این واقعه بسیار کند و ضعیف بوده است. گویا جامعه بین‌المللی در مورد «جنایت علیه بشریت»‌ به خودی خود چندان حساس نیست مگر اینکه مظلومان دارای حداقل یکی از این شرایت باشند:
  • غربی باشند.
  • مسیحی باشند.
  • مسلمان باشند.
  • صاحب منابع «عمده» نفتی باشند.
سودان البته از فقیرترین کشورها است. در آفریقا واقع است بنابراین جزو کشورهای «مهم»‌ به شمار نمی‌رود. مرگ بیش از ۳۰۰ هزار انسان در دارفور و بی‌خانمان شدن میلیون‌ها انسان هم برای واتیکان چندان موضوع مهمی نیست و تنها سزاوار یکی دو بار «ابراز نگرانی» است.

برای بیش از یک میلیارد مسلمان که در سالهای اخیر نشان داده‌اند که زبانشان هم بسیار دراز است هم مرگ ۳۰۰ هزار غیر مسلمان نه تنها اهمیتی ندارد بلکه این واقعیت که طرف دیگر درگیری دولت مسلمان عمرالبشیر است انگیزه‌ای است برای طرفداری همه جانبه از این جنایت‌کار. کاری به سایر کشورهای مسلمان ندارم ولی واکنش‌های ایران بسیار شرم‌آور و وقیحانه بوده است. نه تنها این کشتارهای عریان برایشان تاسف بار نیست، دست از حمایت از این جنایت‌کار هم بر‌نمی‌دارند. امروز چین (که روابط تجاری خوبی با دولت سودان برقرار کرده) و ایران از رای دادگاه لاهه انتقاد کرده‌اند و نسل‌کشی‌های جاری را مسئله‌ای داخلی خوانده‌اند! پیش از این هم در اینباره نوشته بودم.

در هر 30 ثانیه یک پا بخاطر دیابت قطع میشود!

اگر درکنار خبرهای سیاسی، خبرهای پزشکی را دنبال کنید خواهید دید که متاسفانه بیماری دیابت در ابران در حال رشد نمایی است. بررسی علل این رشد خود بحث مفصلی دارد که قصد بحث در مورد آنرا ندارم. متاسفانه در جامعه ما این تصور غلط وجود دارد که این بیماری به خاطر پرخوری یا مصرف زیاد قند است! واقعیت اینست که یکی از عوامل مهم بروز دیابت ژنتیتکی است نه پرخوری! بعنوان مثال در آمربکا در حال حاضر حدود 7 درصد جمعیت مبتلا به دیابت هستند.اما این آمار در بین سرخپوستان آمریکایی به 30 درصد میرسد یا در بین آمریکای لاتینی بسبار بالاست. یا هند دارای بیشترین درصد مبتلا به بیماری دیابت در جهان میباشد. یکی از عوامل مهم رشد آمار دیابت در ایران فعال شدن نسبی انجمن دیابت ایران است که به بهبودی تشخیص دیابت در ابران کمک کرده. شواهدی وجود دارد که در بین ایرانیها ژن مبتلا به این بیماری زیاد باشد. لذا هر کدام از ما ممکن است در خطر مبتلا به این بیماری باشیم حتی اگر هر روز ورزش کنیم و غذاهای سالم بخوریم. شاید در حال حاضر مبتلا شده باشیم اما هنوز خبر نداریم! قصد تشویش اذهان عمومی را ندارم اما اگر این بیماری زود تشخیصص داده نشود عوارض ناگواری خواهد داشت. بطور مثال طبق آمار در هر 30 ثانیه یک پا بخاطر دیابت قطع می شود! از عوارض مشهود دیابت ایجاد مشکلات مختلف در ناحیه پا می باشد مثل زخم کف پا، ایجاد خشکی یا تغییر شکل. این مشکلات آنقدر منتوع است که جدیدا یک رشته پزشکی در آمریکا درست شده بنام متخصص پا (پودیاتریست)
Podiatrist
این رشته در حال حاظر جزو ده رشته پر درآمد آمریکاست و در حال گسترش در بین کشورهای اروپایی می باشد.
اگر می خواهید خبرهای روز مربوط به دیابت پا را دنبال کنید می توانید وبلاگ پرفسور آرمسترانگ که یکی از دانشمندان معروف در زمینه درمان بیمارهای دیابت مربوط به پا می باشد مراجعه کنید.