اگر میخواهید در این چند روز باقی مانده دیگران را به رای دادن تشویق کنید، بد نیست نگاهی به این جا بیندازید. به خصوص انیمیشنهای آماریاش برای متقاعد کردن کسانی که عدد و رقم حالیشان است بد نیست. هر کدامشان یکی دو دقیقه بیشتر نیست. روی یوتیوب میتوانید ببینیدشان. همانجا میتوانید این فیلمها را به فرمت مناسب برای تلفن همراه هم پیدا کنید. ماشاالله توی ایران هم که مبایلباز کم نیست٬ پس بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است.
وبلاگ ِ چند نفر از ورودیهای سال ۶۹ دانشکدهی برق و کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۳۸۸/۰۳/۱۲
۱۳۸۸/۰۳/۱۱
گزینهیِ پنجم
هر چه به ۲۲ خرداد نزدیکتر میشویم، فضا انتخاباتیتر میشود. همانطور که دوستان هم اشاره کردهاند بازار ِ دروغ و تخریب هم داغ است. اما از طرف ِ دیگر شوری که در بین ِمردم دیده میشود بههیچوجه با دورهی قبل قابلمقایسه نیست. همین، امیدواری میدهد که اینبار اتفاق ِ دیگری بیفتد که بهقول ِ کروبی بعضیها را به کما ببرد. نکتهی ِ مهم این است که تعداد ِ آرا آنقدر زیاد باشد که تقلب و رایسازی تاثیرگذار نباشد. ممکن است هیچکدام از نامزدها از نظر ِ ما مناسب نباشند اما باید توجه کنیم که رای ندادن این معنی را نخواهد داشت. در شرایط ِ فعلی رای ندادن مساوی با رای دادن به احمدینژاد است. بنابراین گزینهیِ پنجمی تحتِعنوان «هیچکدام» وجود ندارد. اگر رای بدهیم یکی از چهار گزینه را انتخاب کردهایم و اگر رای ندهیم گزینهی ِ «احمدینژاد» را. تنها ابزاری که فعلا در اختیار داریم همین است. طرف مقابل به هیچ معیاری پایبند نیست و همین، کار را بسیار سخت میکند. بهقول ظریفی از گاو باید ترسید زیرا شاخ دارد؛ عقل هم ندارد. بههمین دلیل ممکن است جلسات مناظرهی تلویزیونی هم به نفع احمدینژاد تمام شود (که البته امیدوارم با درایت دیگر نامزدها این اتفاق نیفتد). بههرحال روزهای آینده، بهخصوص مناظرهها بسیار تعیین کننده خواهند بود.
دلتنگی
خسته ام از این همه دروغ. خسته ام از این همه نیرنگ. خسته ام از این همه کینه. من آشتی می خواهم. من دوستی می خواهم. من دین سیاست نزده می خواهم. من سیاست بی دین می خواهم. مرا هوای فضای چند صدائی است. من از "با من بودن یا بر من بودن" بیزارم. من از "با من بودن یا ضد علی بودن" در عجبم.. من از "با من بودن یا قدرت طلب، فرصت طلب و هزار جور انگ دیگر" دلگیرم. من از اینکه هدف وسیله را توجیه کند بیزارم. من از اینکه به اسم دین اخلاق قربانی شود هراس دارم. من از ربط دادن هرآنچه که خود نمی پسندم به همه کائنات و مقدسات بیمناکم. من ایمان دارم که علی مظهر عدل و عدالت هیچ گاه برای کارهای انجام داده اش بر هیچ کس منت نگذاشت. من ایمان دارم که علی هیچ کس را به بیعت با خود مجبور نکرد. من ایمان دارم که علی هیچ کس را بدلیل عدم بیعت، از حقوق اجتماعی محروم نکرد. من ایمان دارم مشاوره بنای تصمیمات حکومت پیامبر و علی بود. من ایمان دارم که دین من به فراگرفتن هرآنچه خوبی است از هرکجا، توصیه می کند. من ایمان دارم توصیه قرآن به عبرت آموزی از سرانجام گذشتگان مانع از خودکامگی خواهد شد. من ایمان دارم که ما با مسلمانی فاصله بسیار داریم. من ایمان دارم که ما برای اصلاح وضع خود کار بسیار داریم. وقت آن است تا دنیا را بگذاریم و سر خود گیریم.
جادوی قدرت (ویرایش الف نون)
بازار دروغ،تخریب و افشاگری بدجوری داغ است.برای رسیدن به قدرت از هیچ دستاویزی نمی گذرند،دیشب به طور اتفاقی زدم کانال خبر ،احمدی نژاد با مجری مصاحبه داشت،بدجوری قاطی کرده ،از نظر ایشان در سه دوره 8 ساله گذشته (دوران جنگ،سازندگی و اصلاحات) بدترین ،فاسدترین وخائن ترین دولتمردان را داشتیم و 4 ساله دولت ایشان شاهکار مدیریت بوده! ادعا دارد که در این سه دوره 8 ساله به طور مطلق!!! آزادی بیان وجود نداشته و هر کس دولت را نقد میکرده به شدت مواخذه میشده!! ولی در دوره ایشان هرگز!!!!! تهدید علنی هم کرده که در صورت نیاز پرونده ها را رو میکنم و...عجبا!!! ضمن این تهدیدها یک جورایی ملتمسانه هم درخواست می کرد که شما 24 سال در راس کار بودید بگذارید 8 سال هم ما باشیم....آدم هنگ میکنه این حرفا رو میشنوه ....واقعا که قدرت چه جادویی دارد.....
۱۳۸۸/۰۳/۰۳
من رای میدهم
دکتر محمود احمدی نژاد: مردی که تورم بیش از 25 در صد ، نابودی صنایع و به آستانه نابودی کشانده شدن کشاورزی، انزوای بیشتر و تحریم های سخت تر و ... حاصل عملکرد وی میباشد. مردی قانون گریز ، غیر شفاف و دیکتاتور مسلک که دنیا را به جنگ میطلبد .
مهندس میر حسین موسوی: مردی که در دوره قبل نیامد تا احمدی نژاد رئیس جمهور شود و اینبار آمد که خاتمی رئیس جمهور نشود. مردی که برنامه اقتصادی وی در دهه شصت شاید یکی از علل ادامه جنگ بود، مردی که در کمتر از بیست روز مانده به انتخابات بدون برنامه واضح به حدی که نمیتوان حتی مواضح چپ یا راست وی رامشخص کرد.مهدی کروبی: مردی با شعارهای بسیار تند که آگاهی از ساختار قانون اساسی بی پایه بودن بسیاری از شعار ها را آشکار مینماید. مردی که با وارد کردن عبارت حکم حکومتی به ادبیات سیاسی مشخص کرد میتواند چرخشی 180 درجه بین حرف و عمل داشته باشد.
دکتر محسن رضائی: مردی که هویتش را در جنگ یافت و اینک شعار وحدت ملی میدهد. مردی که آشکار شدن نامه هایش در طول جنگ وی را یکی از عوامل تداوم جنگ می نمایاند به گونه ای که در یک حکومت دمکراتیک به پای میز محاکمه کشانده می شد.
محمد خاتمی اختیارات رئیس جمهور را در حد یک تدارکات چی عنوان نمود. و آگاهان سیاسی گاهی رئیس جمهور را دارای حداکثر 20 درصد از اختیارات می بینند.
اما تبدیل سقف تورم 14 درصدی به بیش از 25 درصد، نابودی کامل صنایع فرسوده شکر و نساجی و در آستانه نابودی قرار گرفتن سایر صنایع و کشاورزی با واردات بی رویه و فراقانونی، احساس شمشیر جنگ بر بالای سر و فشار بیشتر تحریمها بر مردم عادی و برچیده شدن کتبی که کوچکترین شائبه ای در محتوای آنان بود و روزنامه ای که ناخودآگاه به خرید تشویق ات میکرد. برخورد سنگین تر با دگراندیشان و دانشجویان و فعالان مدنی و برپاشدن چوبه دار در چهارراهها و به مرگ سپرده شدن روزنامه نگاران... در چهار سال گذشته به من ثابت کرد 20 در صد اختیارات هم خیلی بیش تر از آنچه است که تصور میکردم.
چهار سال قبل می اندیشدم که یک دست شدن حکومت به معنای نشان دادن چهره واقعی حکومت به دنیاست و اینک می اندیشم دراین آشکار شدن چه سودی است ملت ایران را ؟
من رای میدهم نه به این دلیل که شایسته گانی درخور احترام کاندید شده اند که بوی جنگ هوا را آلوده است.
من رای میدهم نه به دلیل اینکه مشی سیاسی اینان را قبول دارم که با مشی فعلی مخالفم.
من رای میدهم صرفا به دلیل اینکه به کاندیدای حاکمان نه بگویم.
...
حمید جان انتخابات ایران دمکراتیک نیست اما فرمایشی نیز نمی باشد. مثال این امر را نیز میتوان درنتایج انتخابات دوم خرداد 76 دید.
کاندید من نیز یا موسوی میباشد به دلیل احترام خاصی که برای محمد خاتمی و حزب مشارکت قائلم. یا مهدی کروبی به دلیل قابل اعتماد بودن اطرافیان ایشان همچون احمدزیدآبادی و عباس عبدی و حتی نجفی و کرباسچی.
این بسته به نطق ها و مناظره های تلویزونی آتی ایشان دارد.
۱۳۸۸/۰۲/۳۱
انتخابات گوگلی
اگر یادتان باشد مدتی پیش چیزکی نوشتهبودم دربارهی یکی از ابزارهای گوگل که نشان میدهد مردم روی اینترنت دنبال چه چیزهایی هستند.
این روزهای نزدیک انتخابات گفتم بد نیست باز هم بروم سراغ گوگل مهربان و ببینم توی ایران چه خبر است؛ یا دست کم کسانی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند دنبال اسم کدام نامزد میگردند. راستی کسی میداند ضریب نفوذ اینترنت در ایران چهقدر است؟
این بار از ابزار دیگری از گوگل استفاده کردهام به نام google insights for search. خیلی شبیه قبلی است٬ شاید کمی بهتر و با امکانات بیشتر؛ مثلآ میتوانید دادهها را به صورت فایل هم دریافت کنید.
اسم چهار نامزد تایید شده ( احمدی نژاد، رضایی٬ کروبی، موسوی) را وارد کردم. برای اینکه متغیر شاهدی هم داشتهباشم، کلمهی «انتخابات» را هم وارد کردم. نتایج را میتوانید اینجا ببینید.
تحلیل نتیجه با خودتان. اما فقط برای اینکه مطمین باشید نمودارها معنیدار هستند، توجه کنید به همبستگی خطی میان نام نامزدها و کلمهی انتخابات. البته این همبستگی خودش را برای موسوی بیشتر نشان میدهد. یا مثلآ نگاه کنید به جهش روزهای ۲۱-۲۲ آوریل (۱-۲ اردیبشهت) برای «احمدی نژاد» که همان روزهایی است که احمدینژاد رفتهبود ژنو برای کنفرانس ضد تبعید نژادی.
این روزهای نزدیک انتخابات گفتم بد نیست باز هم بروم سراغ گوگل مهربان و ببینم توی ایران چه خبر است؛ یا دست کم کسانی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند دنبال اسم کدام نامزد میگردند. راستی کسی میداند ضریب نفوذ اینترنت در ایران چهقدر است؟
این بار از ابزار دیگری از گوگل استفاده کردهام به نام google insights for search. خیلی شبیه قبلی است٬ شاید کمی بهتر و با امکانات بیشتر؛ مثلآ میتوانید دادهها را به صورت فایل هم دریافت کنید.
اسم چهار نامزد تایید شده ( احمدی نژاد، رضایی٬ کروبی، موسوی) را وارد کردم. برای اینکه متغیر شاهدی هم داشتهباشم، کلمهی «انتخابات» را هم وارد کردم. نتایج را میتوانید اینجا ببینید.
تحلیل نتیجه با خودتان. اما فقط برای اینکه مطمین باشید نمودارها معنیدار هستند، توجه کنید به همبستگی خطی میان نام نامزدها و کلمهی انتخابات. البته این همبستگی خودش را برای موسوی بیشتر نشان میدهد. یا مثلآ نگاه کنید به جهش روزهای ۲۱-۲۲ آوریل (۱-۲ اردیبشهت) برای «احمدی نژاد» که همان روزهایی است که احمدینژاد رفتهبود ژنو برای کنفرانس ضد تبعید نژادی.
۱۳۸۸/۰۲/۲۳
یک ماه تا انتخابات
یک ماهی بیشتر به انتخابات نمانده، اما انگار هنوز تنورش داغ نیست. البته من در ایران نیستم که بدانم چه خبر است، اما دست کم از حرفهایی که افشین اینجا زده این طور برمیآید.
چهار سال پیش دمدمای انتخابات وبلاگمان خوب شلوغ شدهبود. حتی بعضی روزها چند تا نوشته داشتیم. دوست دارم امسال هم اگر وقت و حوصله دارید، بنویسید که دور و برتان چه خبر است.
چه تحلیلی از اوضاع دارید؟ تحلیلتان نسبت به چهار سال پیش چه تغییری کرده؟ برای اینکه حرف بیحساب نزدهباشیم، اگر وقت دارید نوشتههای دوران انتخابات سال ۸۴ را اینجا بخوانید. پانوشتها را هم بخوانید اگر توانستید.
میدانم که پیشبینی این که برندهی انتخابات کیاست سخت است، اما فکر میکنید کی رییسجمهور بعدی است؟ بد نیست برای اینکه مبنایی برای پیشبینی داشتهباشید٬ نگاهی بیندازید به تحلیل آماری رایهای سال ۸۴ (فایل pdf).
بنویسید. منتظر ایم.
چهار سال پیش دمدمای انتخابات وبلاگمان خوب شلوغ شدهبود. حتی بعضی روزها چند تا نوشته داشتیم. دوست دارم امسال هم اگر وقت و حوصله دارید، بنویسید که دور و برتان چه خبر است.
چه تحلیلی از اوضاع دارید؟ تحلیلتان نسبت به چهار سال پیش چه تغییری کرده؟ برای اینکه حرف بیحساب نزدهباشیم، اگر وقت دارید نوشتههای دوران انتخابات سال ۸۴ را اینجا بخوانید. پانوشتها را هم بخوانید اگر توانستید.
میدانم که پیشبینی این که برندهی انتخابات کیاست سخت است، اما فکر میکنید کی رییسجمهور بعدی است؟ بد نیست برای اینکه مبنایی برای پیشبینی داشتهباشید٬ نگاهی بیندازید به تحلیل آماری رایهای سال ۸۴ (فایل pdf).
بنویسید. منتظر ایم.
۱۳۸۸/۰۲/۲۱
کسی اینجاست ؟
.....
کسی اینجاست ؟
هلا ! من با شمایم ، های ! ... می پرسم کسی اینجاست ؟
کسی اینجا پیام آورد ؟
نگاهی ، یا که لبخندی ؟
فشار گرم دست دوست مانندی ؟
...
مهدی اخوان ثالث
کسی اینجاست ؟
هلا ! من با شمایم ، های ! ... می پرسم کسی اینجاست ؟
کسی اینجا پیام آورد ؟
نگاهی ، یا که لبخندی ؟
فشار گرم دست دوست مانندی ؟
...
مهدی اخوان ثالث
۱۳۸۸/۰۲/۰۸
عاشقانه
لحظه های عشق، ناب، شیرین و به یادماندنیند و عاشقانه ترین لحظه ... شاید اولین دیدار، اولین گفتار، اولین ... و یا شاید حتی اولین تجربه مرگ! وقتی چشم بگشائی و چهره ای آشنا را ببینی که پهنای صورتش را اشک پوشانده ودستانش آغشته به خون است. بعدها بدانی که انگشتان او زیر فشار دندانهایت، زمانی که برای بازگرداندن زندگی به تو تلاش می کرده، تاب آورده اند.
در هجوم سهمگین روزمرگیها و عادتها، رسم عاشقی یادمان نرود! شاید این آخرین لحظه باشد!
۱۳۸۸/۰۱/۲۴
طب مکمل و یک سوال
سلام و تبریک دیرهنگام شروع سال جاری
قصه از آنجا شروع شد که شهریور سال گذشته بدون هیچ گونه مقدمه و سابقه ای من دچار یک خارش همراه با کهیر بسیار شدید شدم و در پی آن جریان مراجعه به خانمها و آقایان اطبا آغاز شد که هر کدام پس از کلی آزمایش و برو و بیا می فرمودند از نظر تخصص ما شما هیچ مشکلی نداری و حالا به فلان متخصص مراجعه کنید. خلاصه پس از کلی اتلاف وقت، انرژی و هزينه بالاخره در آبانماه یک متخصص داخلی نتیجه همه این اقدامات را ملاحظه نمودند و فرمودند از نظر پزشکی شما هیچ مشکلی ندارید! خودتان تجربه کنید با چه چیزی این موضوع بهبود می یابد! خلاصه این شد که من سر از عطاری درآوردم و از آنجا به انجمن حجامت ایران رسیدم و در این میان یکی از دوستان همسرم آدرسی را تحت عنوان دکتر به ایشان داده بود که پس از تماسهای مکرر توانستیم ایشان را ببینیم و متوجه شدیم که ایشان دکتر نیستند بلکه فوق لیسانس حقوق دارند! و از اشخاصی هستند که توانائی اسکن هاله دارند (وجود هاله و امکان اسکن آن از نظر علمی ثابت شده است) و بدون اینکه من در مورد مشکلاتم حرفی بزنم ایشان به برشمردن مشکلات من پرداخت و مشکل پوستی را فرع بر تمام این قضایا دانست و ترجیح داد اول برای مشکل تنفسی 26 ساله من که البته از نظر ایشان آسم نبود فکری بکند و مشکل پوست را بگذارد برای مراحل بعدتر. ضمن اینکه این پیش بینی را نیز داشتند که با برطرف شدن سایر مشکلات (غیر از تنفس) مشکل پوست خودبخود حل می شود. خلاصه که همه چیز خیلی خوب شروع شد و در کنار سایر اتفاقات خوبی که رخ داد تقریبا مشکل تنفسی چندین و چند ساله من حل شده بود و من دیگر نیاز به اسپری نداشتم. در اسفندماه در طی چند مرحله حالتهای ناتوانی تنفسی در زمان دم (آسم در زمان بازدم مشکل ایجاد می کند) برای من رخ داد بطوری که بصورت کاملا ناگهانی و بدون هیچ گونه محرک خارجی (اعم از عصبی، خستگی، بو و ...) احساس عدم توانائی تنفس داشتم و بعد از حدود 10 تا 15 دقیقه مشکل حل می شد. مراجعه من به درمانگاه بابت این موضوع هم چاره ساز نبود تا اینکه بروز این حالت در پنجمین نوبت و در آخرین جمعه شب سال 87 با چند دقیقه بیهوشی کامل همراه بود و از آخرین شنبه سال 87 تا پایان اولین هفته پس از تعطیلات نوروزی من در گیجی و منگی کامل از این مطب به آن مطب می رفتم. دست آخر هم بعد از انجام تمام آزمایشات لازم و غیرلازم بدون اینکه دلیلی برای بروز این حالت پیدا نموده باشند فعلا علاوه بر مصرف اسپری، استفاده از روزانه 600 میلی گرم سدیم والپر در دستور کار من قرار گرفته است! در این میان هیچ یک از پزشکان تطابق نوار اسپیرومتری من با اسپیرومتری یک فرد عادی و تفاوت قابل توجه حجم ریه کنونی با یک سال پیش را نتوانستند توجیه کنند و ترجیح دادند به راحتی از کنار آن بگذرند. با دور ریختن تمام آنچه که آقای هاله بین(!) برای من تجویز کرده بود از طرف همسرم و ترک همه اعمالی که باید انجام می دادم دوباره خارش به سراغم آمد و بدلیل اینکه در طی این مدت تمام پزشکان بابت این موضوع هیچ دلیل و راه حلی ارائه ننموده بودند به سراغ پزشکی که کار حجامت می کرد رفتم و اینکار را انجام دادم. همچنین به مصرف غذاها و خوراکیهایی که دارای طبع گرم و تر هستند روی آورده و از مصرف غذاهای با طبع سرد و خشک به شدت جلوگیری می کنم و به لطف خداوند حداقل مشکل خارش حل شده است. البته این موضوع تا چه حد به تداوم مصرف سدیم والپر برمی گردد هم مورد سوال است. پس از این مقدمه طولانی، سوال خاص من این است که آیا یک مرکز تحقیقاتی خاص پیرامون طب مکمل سراغ دارید که بتوان نه بعنوان یک بیمار که بعنوان یک سوال کننده به آن مراجعه کرد و بتوان قبل از شروع درمان نتایج مستندات درمانهای قبلی را مورد مطالعه و بررسی قرار داد. بررسیهای من در این زمینه نشان می دهد که این شاخه تقریبا درتمام دنیا به رسمیت شناخته شده و بودجه های قابل توجهی نیز برای آن منظور می گردد. همچنین آنچه که مثلا در بحث فرادرمانی بیشتر مورد تاکید قرار گرفته مستقل بودن آن و عدم همراه نمودن آن با سایر درمانهای طب مکمل است چیزی که من به آن مشکوک هستم که در مورد من اتفاق افتاد. چون این آقای هاله بین (!) همزمان از گیاه درمانی، انرژی درمانی، فرادرمانی و یوگا برای بنده بهره جست. آنچه که بیشتر از هر چیزی برایم اهمیت دارد اینکه جایگاه علمی این موضوع را شناسائی کنم و خودم بتوانم دلیل قانع کننده ای برای اتفاقاتی که در این مدت رخ داده پیدا کنم. بر اساس بررسیهای من برخی از آزمایشگاههای علم فیزیک به اثبات اتفاقات فراهنجاری همت گماشته و در این راستا موفق بوده اند (برخی را با دلیل علمی اثبات نموده اند و برخی را شاهد بوده اما ناتوان از اثبات) اما این نکته که این اطلاعات که عمدتا از طریق اینترنت بدست آمده چقدر صحت دارد خود جای سوال است. مخصوصا بصورت خاص خوشحال خواهم شد که دوستانی که در مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی مشغول به فعالیت هستند وجود و یا عدم وجود این مراکز را تائید و منابع معتبری که می تواند مرا در این مسیر یاری دهد معرفی نمایند.
قصه از آنجا شروع شد که شهریور سال گذشته بدون هیچ گونه مقدمه و سابقه ای من دچار یک خارش همراه با کهیر بسیار شدید شدم و در پی آن جریان مراجعه به خانمها و آقایان اطبا آغاز شد که هر کدام پس از کلی آزمایش و برو و بیا می فرمودند از نظر تخصص ما شما هیچ مشکلی نداری و حالا به فلان متخصص مراجعه کنید. خلاصه پس از کلی اتلاف وقت، انرژی و هزينه بالاخره در آبانماه یک متخصص داخلی نتیجه همه این اقدامات را ملاحظه نمودند و فرمودند از نظر پزشکی شما هیچ مشکلی ندارید! خودتان تجربه کنید با چه چیزی این موضوع بهبود می یابد! خلاصه این شد که من سر از عطاری درآوردم و از آنجا به انجمن حجامت ایران رسیدم و در این میان یکی از دوستان همسرم آدرسی را تحت عنوان دکتر به ایشان داده بود که پس از تماسهای مکرر توانستیم ایشان را ببینیم و متوجه شدیم که ایشان دکتر نیستند بلکه فوق لیسانس حقوق دارند! و از اشخاصی هستند که توانائی اسکن هاله دارند (وجود هاله و امکان اسکن آن از نظر علمی ثابت شده است) و بدون اینکه من در مورد مشکلاتم حرفی بزنم ایشان به برشمردن مشکلات من پرداخت و مشکل پوستی را فرع بر تمام این قضایا دانست و ترجیح داد اول برای مشکل تنفسی 26 ساله من که البته از نظر ایشان آسم نبود فکری بکند و مشکل پوست را بگذارد برای مراحل بعدتر. ضمن اینکه این پیش بینی را نیز داشتند که با برطرف شدن سایر مشکلات (غیر از تنفس) مشکل پوست خودبخود حل می شود. خلاصه که همه چیز خیلی خوب شروع شد و در کنار سایر اتفاقات خوبی که رخ داد تقریبا مشکل تنفسی چندین و چند ساله من حل شده بود و من دیگر نیاز به اسپری نداشتم. در اسفندماه در طی چند مرحله حالتهای ناتوانی تنفسی در زمان دم (آسم در زمان بازدم مشکل ایجاد می کند) برای من رخ داد بطوری که بصورت کاملا ناگهانی و بدون هیچ گونه محرک خارجی (اعم از عصبی، خستگی، بو و ...) احساس عدم توانائی تنفس داشتم و بعد از حدود 10 تا 15 دقیقه مشکل حل می شد. مراجعه من به درمانگاه بابت این موضوع هم چاره ساز نبود تا اینکه بروز این حالت در پنجمین نوبت و در آخرین جمعه شب سال 87 با چند دقیقه بیهوشی کامل همراه بود و از آخرین شنبه سال 87 تا پایان اولین هفته پس از تعطیلات نوروزی من در گیجی و منگی کامل از این مطب به آن مطب می رفتم. دست آخر هم بعد از انجام تمام آزمایشات لازم و غیرلازم بدون اینکه دلیلی برای بروز این حالت پیدا نموده باشند فعلا علاوه بر مصرف اسپری، استفاده از روزانه 600 میلی گرم سدیم والپر در دستور کار من قرار گرفته است! در این میان هیچ یک از پزشکان تطابق نوار اسپیرومتری من با اسپیرومتری یک فرد عادی و تفاوت قابل توجه حجم ریه کنونی با یک سال پیش را نتوانستند توجیه کنند و ترجیح دادند به راحتی از کنار آن بگذرند. با دور ریختن تمام آنچه که آقای هاله بین(!) برای من تجویز کرده بود از طرف همسرم و ترک همه اعمالی که باید انجام می دادم دوباره خارش به سراغم آمد و بدلیل اینکه در طی این مدت تمام پزشکان بابت این موضوع هیچ دلیل و راه حلی ارائه ننموده بودند به سراغ پزشکی که کار حجامت می کرد رفتم و اینکار را انجام دادم. همچنین به مصرف غذاها و خوراکیهایی که دارای طبع گرم و تر هستند روی آورده و از مصرف غذاهای با طبع سرد و خشک به شدت جلوگیری می کنم و به لطف خداوند حداقل مشکل خارش حل شده است. البته این موضوع تا چه حد به تداوم مصرف سدیم والپر برمی گردد هم مورد سوال است. پس از این مقدمه طولانی، سوال خاص من این است که آیا یک مرکز تحقیقاتی خاص پیرامون طب مکمل سراغ دارید که بتوان نه بعنوان یک بیمار که بعنوان یک سوال کننده به آن مراجعه کرد و بتوان قبل از شروع درمان نتایج مستندات درمانهای قبلی را مورد مطالعه و بررسی قرار داد. بررسیهای من در این زمینه نشان می دهد که این شاخه تقریبا درتمام دنیا به رسمیت شناخته شده و بودجه های قابل توجهی نیز برای آن منظور می گردد. همچنین آنچه که مثلا در بحث فرادرمانی بیشتر مورد تاکید قرار گرفته مستقل بودن آن و عدم همراه نمودن آن با سایر درمانهای طب مکمل است چیزی که من به آن مشکوک هستم که در مورد من اتفاق افتاد. چون این آقای هاله بین (!) همزمان از گیاه درمانی، انرژی درمانی، فرادرمانی و یوگا برای بنده بهره جست. آنچه که بیشتر از هر چیزی برایم اهمیت دارد اینکه جایگاه علمی این موضوع را شناسائی کنم و خودم بتوانم دلیل قانع کننده ای برای اتفاقاتی که در این مدت رخ داده پیدا کنم. بر اساس بررسیهای من برخی از آزمایشگاههای علم فیزیک به اثبات اتفاقات فراهنجاری همت گماشته و در این راستا موفق بوده اند (برخی را با دلیل علمی اثبات نموده اند و برخی را شاهد بوده اما ناتوان از اثبات) اما این نکته که این اطلاعات که عمدتا از طریق اینترنت بدست آمده چقدر صحت دارد خود جای سوال است. مخصوصا بصورت خاص خوشحال خواهم شد که دوستانی که در مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی مشغول به فعالیت هستند وجود و یا عدم وجود این مراکز را تائید و منابع معتبری که می تواند مرا در این مسیر یاری دهد معرفی نمایند.
اشتراک در:
پستها (Atom)